غزل شمارهٔ ۵۴۹

زندگی تمهید اسباب فناست

ما و من افسانهٔ خواب فناست

غافلان تا چند سودای غرور

جنس این دکان همه باب فناست

مست ومخمورخیال ازخود روید

ششجهت یک عالم آب فناست

اینکه امواج نفس نامیدهٔم

چون به‌ خود پیچیده‌ گرداب فناست