غزل شمارهٔ ۵۷۶

دل عمرهاست آینه ترتیب داده است

ای ‌ناز مشق جلوه که این صفحه ساده است

تا دیده سجده‌ا‌ی به خیالت ادا کند

صد سر به‌ کسوت مژه‌ گردن نهاده است

از محو جلوه‌،‌گر همه تمثال برکشد

حیرت مقام جوهر آیینه داده است

زحمتکش ستمکدهٔ ناتوانی‌ام

بار جهان چو سایه به دوشم فتاده است