قصیدهٔ شمارهٔ ۱۹ - در منقبت علی‌بن ابیطالب صلوات‌لله علیه فرماید

دوشم مگر چه بودکه هیچم نبرد خواب

پروین به رخ فشاندم تا سر زد آفتاب

بیدار بود خادمکی در سرای من

گفت‌از چه‌خواب می‌نروی دادمش جواب

کامروز بخت خواجه ز من پرسشی نمود

زین پس چو بخت‌خواجه نخواهم شدن به‌خواب

گفت ار چنین بود قلمی‌گیر وکاغذی

بنگار بیتکی دو سه در مدح بوتراب