غزل شمارهٔ ۱۵۲۹

شب دوشینه ما بیدار بودیم

همه خفتند و ما بر کار بودیم

حریف غمزه غماز گشتیم

ندیم طره طرار بودیم

به گرد نقطه خوبی و مستی

به سر گردنده چون پرگار بودیم

تو چون دی زاده‌ای با تو چه گویم

که با یار قدیمی یار بودیم