غزل شمارهٔ ۱۵۴۰

بیا با هم سخن از جان بگوییم

ز گوش و چشم‌ها پنهان بگوییم

چو گلشن بی‌لب و دندان بخندیم

چو فکرت بی‌لب و دندان بگوییم

به سان عقل اول سر عالم

دهان بربسته تا پایان بگوییم

سخندانان چو مشرف بر دهانند

برون از خرگه ایشان بگوییم