غزل شمارهٔ ۶۲۶

هر سو نگرم دیده به دیدار حجابست

ای تار نظر پیرهنت این چه نقابست

خمیازهٔ شوق تو به می کم نتوان ‌کرد

ما را به ‌قدح نسبت‌گردب و حبابست

آستان نتوان چشم به پای تو نهادن

این‌گل ثمر دیدهٔ بیخواب رکابست

ای شمع حیا رنگ‌، عتاب آن همه مفروز

هرجا شررآیینه شود جلو‌ه کبابست