غزل شمارهٔ ۶۵۵

تازمستی غنچه برفرق چمن میناشکست

رنگ ما هم ازترنج جام می صفرا شکست

تنگنای شهر، تاب شهرت سودا نداشت

گرد ما دیوانگان در دامن صحرا شکست

می‌رود بر باد عالم‌گر خموشان دم زنند

رنگ صدگلشن به آه غنچه‌ای تنها شکست

پیچ و تاب موج غیر از انقلاب بحر نیست

چرخ رنگ خویش بامینای مایکجا شکست