غزل شمارهٔ ۱۵۵۰

گر از غم عشق عار داریم

پس ما به جهان چه کار داریم

یا رب تو مده قرار ما را

گر بی‌رخ تو قرار داریم

ای یوسف یوسفان کجایی

ما روی در آن دیار داریم

هر صبح بر آن دو زلف مشکین

چون باد صبا گذار داریم