غزل شمارهٔ ۶۶۵

صورت راحت نفور از مردمان عالمست

جلوه ننماید بهشت آنجا که جنس آدمست

د‌ر نظر آهنگ حسرت در نفس شور ظلب

ساز بزم زندگانی را همین زیر و بمست

هر دو عالم در غبار وهم توفان می‌کند

از گهر تا موج‌ ، هرجا واشکافی بی‌نمست

سایهٔ خود درس وحشت داده مجنون تو را

چشم اهو را سواد خویش سرمشق رمست