غزل شمارهٔ ۶۷۱

نی نقش چین نه حسن فرنگ آفریدنست

بهزادیِ تو دست ز دنیا کشیدنست

چون موم با ملایمت طبع ساختن

درکوچه‌های زخم چو مرهم دویدنست

این یک دو دم ‌که زندگی‌اش نام‌ کرده‌اند

چون صبح بر بساط هوا دام چیدنست

بستن دهان زخم تمنا به ضبط آه

چون رشتهٔ سراب به صحرا تنیدنست