غزل شمارهٔ ۱۵۵۲

ما آفت جان عاشقانیم

نی خانه نشین و خانه بانیم

اندر دل تو اگر خیال است

می پنداری که ما ندانیم

اسرار خیال‌ها نه ماییم

هر سودا را نه ما پزانیم

دل‌ها بر ما کبوترانند

هر لحظه به جانبی پرانیم