غزل شمارهٔ ۷۰۲

بی‌توام جای نگه جنبش مژگانی هست

یعنی از ساز طرب دود چراغانی هست

کشتهٔ ناز توام بسمل انداز توام

گرهمه خاک شوم خاک مرا جانی هست

عجز پرواز ز سعی طلبم مانع نیست

بال اگر سوخت نفس شوق پرافشانی هست

زندگی بی‌المی نیست بهار طربش

زخم تا خنده‌فروش است نمکدانی هست