غزل شمارهٔ ۷۱۵

خودنماییها کثافت جوهریست

شیشه تا در سنگ می‌باشد پریست

اعتبار اینجا ندارد عافیت

شمع سرتاپاش پامال سریست

‌سروگل ناکرده آزادی مخواه

این ثمر وقف بهار بی‌بریست

پنبه نه درگوش و واکس بی‌خلل

خانهٔ آسودگی قفلش گریست