غزل شمارهٔ ۷۱۷

تا به مطلوب رسیدن‌کاریست

قاصدان دوری ره طوماریست

مپسندید درازی به نفس

که زبان تا نگزد لب‌، ماریست

بوی گل تشنهٔ تألیف وفاست

غنچهٔ پاس نفس بیماریست

کو وفا تاکسی آگاه شود

که محبت به‌گسستن تاریست