غزل شمارهٔ ۷۱۹

به زخم هستی اگر شرم بخیه پردازی‌ست

عرق‌کن ای شررکاغذ آنچه غمازی‌ست

به‌فرصت نفسی چندصحبت است اینجا

تأملی‌که درین بزم باکه دمسازی‌ست

نه دی‌گذشت و نه فردا به پیش می‌آید

تجدد من و ما تا قیامت آغازی‌ست

به غیر ساختگی نیست نقش عالم رنگ

شکست نیز در این‌کارخانه پردازی‌ست