غزل شمارهٔ ۷۲۴

سرو بهار جلوه قد دلستان‌ کیست

پیغام فتنه‌، برق نگاه نهان کیست

نگذشته‌ست اگر ز دلم لشکر غمت

داغ جگر، نشان پی‌ کاروان‌ کیست

اندیشه‌ها به حسرت تحقیق آب شد

یارب سخن نزاکت موی میان کیست

از تیشه برد سعی نفس‌گوی جان‌کنی

این بیستون اثر دل نامهربان‌کیست