غزل شمارهٔ ۷۳۴

جهان ز جنس اثرهای این و آن خالیست

به هرزه وهم مچینیدکاین دکان خالیست

گرفته است حوادث جهان مکان را

ز عافیت چه زمین و چه آسمان خالیست

به رنگ چنبر دف در طلسم پیکر ما

به هرچه دست زنی منزل فغان خالیست

ز شکرتیغ تویارب چسان برون آید

دهان زخم اسیری‌که از زبان خالیست