غزل شمارهٔ ۷۵۹

عاشقی مقدور هر عیاش نیست

غم‌کشیدن، صنعت نقاش نیست

حسن محجوبی‌که ما را داغ‌کرد

گر قیامت فاش گردد فاش نیست

گر شوی آگه‌، ز آداب حضور

محرم خورشید جز خفاش نیست

بی‌نیازی‌، از تصنع فارغ است

بزم دل، ‌گستردهٔ فراش نیست