غزل شمارهٔ ۷۶۳

وضع ترتیب ادب در عرصه‌گاه لاف نیست

قابل این ز‌ه کمان قبضهٔ نداف نیست

از عدم می‌جوشد این افسانه‌های ما و من

گر ‌به معنی وارسی جز خامشی حراف نیست

غفلت دلها جهانی را مشوش وانمود

هیچ جا موحش‌تر از آیینهٔ ناصاف نیست

رایج و قلب دکان وهم بی‌اندازه است

با چه پردازد دماغ ناتوان صراف نیست