غزل شمارهٔ ۷۶۴

آستان عشق جولانگاه هر بیباک نیست

هیچکس‌غیر از جبین‌آنجا قدم‌بر خاک نیست

گریه‌کو، تا عذر غفلت خواهد از ابرکرم

می‌کشد رحمت‌تری‌تا چشم ما نمناک نیست

خاک می‌باید شدن در معبد تسلیم عشق

گر همه آب است اینجا بی‌تیمم پاک نیست

ریش‌گاوی‌، شرمی ای زاهد ز دندان طمع

شاخ طوبی ریشه‌دار شانه و مسواک نیست