غزل شمارهٔ ۷۷۰

تعین جز افسون اوهام نیست

نگین خنده‌ای می‌کند نام نیست

به بی‌مقصدی خلق تک می‌زند

همه قاصدانند و پیغام نیست

جهان سرخ‌وش پستی فطرت است

هواهاست در هر سر و، بام نیست

فروغ یقین بر دلکش نتافت

درین خانه‌ها وضع‌گلجام نیست