غزل شمارهٔ ۷۹۰

هیچکس جز یأس‌، غمخوار من دیوانه نیست

بر چراغ داغ غیر از سوختن پروانه نیست

چشمهٔ داغی به ذوق سوختن جوشیده‌ام

آب‌ چون ‌خورشید غیر از آتشم‌ در خانه نیست

کی شود برق نگه دام شکستنهای اشک

رفتن از خویش است اینجا بازی طفلانه نیست

شیوه مجنون ز وضع نامداران روشن است

سنگ بر سرکی زند خاتم اگر دیوانه نیست