غزل شمارهٔ ۸۰۳

ز خویش‌ مگذر اگر جوهرت‌ شناسایی‌ ست

که خو‌‌دپرستی عالم‌، بهار یکتایی‌ست

نه‌ گلشنی‌ست به پیش نظر، نه‌دشت و نه در

بلندی مژه ا‌ث منظر خودآرایی‌ست

بهار رمز ازل تا چه وقت‌کیرد رنگ

هنوز نغمهٔ نی تشنهٔ لب نایی‌ست

مگیر ز غیب برآییم‌ تا عیان گردیم

ز خود نشان چه دهد قطره‌ای‌ که دریایی‌ست