غزل شمارهٔ ۸۰۵

گرم‌رفتاری که سر در راه آن یکتا گذاشت

گام اول چون شرر خود را به جای پاگذشت

وارث دیگر ندارد دودمان زندگی

هرکه‌حسرت‌برد اپن‌جا عبرتی‌بر ماگذاشت

درتماشای تو چون آ‌بینه از جنس شعور

آنچه با ما بود حیرت بود و چشمی واگذاشت

الوداع ای نغمهٔ فرصت‌، ‌کز افسون امل

عشرت امروز ما بنیاد بر فردا گذاشت