غزل شمارهٔ ۸۵۲

ز آتش رخسار که ساغر گرفت

خانهٔ آیینه چو من درگرفت

کو پر و بالی‌که به آن‌کو رسد

نامه گرفتم که کبوتر گرفت

عشق‌، وفا می‌طلبد، چاره چیست

بار دل از دل نتوان برگرفت

نی چقدر رغبت طفلانه داشت

بال و پر ناله به شکر گرفت