غزل شمارهٔ ۱۵۷۳

ما عاشق و بی‌دل و فقیریم

هم کودک و هم جوان و پیریم

چون کبریتیم و هیزم خشک

ما آتش عشق زو پذیریم

از آتش عشق برفروزیم

اما چون برق زو نمیریم

ما خون جگر خوریم چون شیر

چون یوز نه عاشق پنیریم