غزل شمارهٔ ۹۰۰

نداشت دیده من بی‌تو تاب خندهٔ صبح

ز اشک داد چو شبنم جواب خندهٔ صبح

تبسم‌ گل زخم جگر نمک دارد

قیامتی است نهان در نقاب خندهٔ صبح

نوشته‌اند دبیران دفتر نیرنگ

به روزنامچهٔ ‌گل حساب خندهٔ صبح

درین‌قلمرو وحشت‌کجاست فرصت عیش

مگرکشی نفسی در رکاب خندهٔ صبح