غزل شمارهٔ ۹۰۳
شبکه حسنش برعرق پیچید سامان قدح
ناز مستی بود گلباز چراغان قدح
محو آنکیفیتیم از ما به غفلت نگذری
عالم آبیست سیر چشمگریان قدح
هرکجا در یاد چشمت گریهای سر میکنیم
میدریم از هر نم اشکی گریبان قدح
در خراباتی که مستان ظرف همت چیدهاند
نه فلک یک شیشه است از طاق نسیان قدح