غزل شمارهٔ ۹۰۴

خلقی از پهلوی قدرت قصر و ایوان کرد طرح

ما ضعیفان طرح کردیم آنچه نتوان‌کرد طرح

سر به زانوی دل از ب‌ی‌دستگاهی خفته‌ایم

جامه‌ عریانی ما این گریبان‌ کرد طرح

بی‌تعلق عالمی دامان دشت ناز داشت

آرزوی خان و مان‌پرداز زندان‌ کرد طرح

تاکجا از طبع سرکش باید ایمن زیستن

چون ‌کمان ‌این ‌جنگجو در خانه ‌میدان ‌کرد طرح