غزل شمارهٔ ۹۲۲

چو ناله گرد نمودم اثر نمی‌تابد

بهار من هوس رنگ برنمی‌تابد

به یک نظر ز سراپای من قناعت کن

که داغ عرض مکرر شرر نمی‌تابد

به طبع بختم اگر خواب غالب است چه سود

که پنجهٔ مژه‌ام هیچ برنمی‌تابد

اشاره می‌کند از پا نشستن ‌کهسار

که بار نالهٔ دل هرکمر نمی‌تابد