غزل شمارهٔ ۱۵۷۸

من جز احد صمد نخواهم

من جز ملک ابد نخواهم

جز رحمت او نبایدم نقل

جز باده که او دهد نخواهم

اندیشه عیش بی‌حضورش

ترسم که بدو رسد نخواهم

بی‌او ز برای عشرت من

خورشید سبو کشد نخواهم