غزل شمارهٔ ۹۵۲

به هرجا ساز غیرت انفعال آهنگ می‌گردد

به موج یک عرق صد آسیای رنگ می‌گردد

نگردد ضعف پیری مانع بیتابی شوقت

نوا از پا نیفتد گر نی ما چنگ می‌گردد

فسردن‌ کسوت ناموس ‌چندین وحشت‌ است اینجا

پری در شیشه دارد خاک ما گر سنگ می‌گردد

ز الفتگاه دل مگذرکه با آن پرفشانیها

نفس اینجا ز لب نگذشته عذر لنگ می‌گردد