غزل شمارهٔ ۹۶۷

رنگم نقاب غیرت آن جلوه می‌درد

فطرت جنون کند که ز بویم اثر برد

شادم ‌که بی‌ نشانی آثار رنگ و بو

بیرونم از قلمروتحقیق پرورد

این چار سو ادبگه سودای نازکیست

عمری‌ست ضبط آه من آیینه می‌خرد

خلقی در امل زد و با داغ یأس رفت

آتش به‌کارگاه فسون خانهٔ خرد