غزل شمارهٔ ۱۵۸۳

می خرامد جان مجلس سوی مجلس گام گام

در جبینش آفتاب و در یمینش جام جام

می خرامد بخت ما کو هست نقد وقت ما

مشنو ای پخته از این پس وعده‌های خام خام

جاء نصر الله حقا مستجیبا داعیا

ان تعالوا یا کرامی و ادخلوا بین الکرام

قال ان الله یدعوا اخرجوا من ضیقکم

ان عقبا ملتقانا مشعر البیت الحرام