غزل شمارهٔ ۹۸۱

بر طمع‌، طبع خسیسی‌ که تفاخر دارد

آبرو را عرق سعی تصور دارد

با بخیلان نه همین طبع‌ گدا ناصاف است

کیسهٔ خود هم ازین قول دلی پر دارد

گل این باغ اگر بیخبر از فرصت نیست

خندهٔ رنگ به روی که تمسخر دارد

طبع‌شهوت‌نسب از سیرگریبان عاری‌ست

گردن خر سر تحقیق به آخور دارد