غزل شمارهٔ ۹۸۴

ز جرگهٔ سخنم خامشی به در دارد

فشار لب بهم آوردن این اثر دارد

ز دستگاه گرانجانی‌ام مگوی و مپرس

دمی‌که ناله‌کنم کوهسار بر دارد

سخن به خاک مینداز در تأمل ‌کوش

به رشته‌ای که گهر می‌کشی دو سر دارد

بهم زن الفت اسباب خودنمایی را

شکست آینه‌، آیینه‌ای دگر دارد