غزل شمارهٔ ۹۸۹

دل از دم محبت، چندین فتور دارد

این باده سخت تند است بر شیشه زور دارد

نامحرم قضایی شوخی مکن درین دشت

کان برق بر سیاهی چشمی ز دور دارد

با انحراف هر وضع ننگ تجاهلی هست

چشم تغافل انشا تقلید کور دارد

همسنگ خامکاران مپسند پختگان را

الماس معدن ما شر‌م از بلور دارد