غزل شمارهٔ ۹۹۹

هوس‌پیمایی جاهت خمارآلود غم دارد

رعونت‌ گر نخواهی نقش پا هم جام‌جم دارد

مزاج آتشین‌کم نیست چون‌گل خرمن ما را

به آن‌ برقی‌ که باید سوخت‌خود را رنگ هم دارد

چه نقصان گر کدورت سرخط پیشانی ما شد

دبیر طالع ما خامهٔ مشکین رقم دارد

دماغ‌آرای وهمیم از حباب ما چه می‌پرسی

شراب محمل ما شیشه بر طاق عدم دارد