غزل شمارهٔ ۱۰۱۶

گلهای آن تبسم باغ فلک ندارد

صد صبح اگر بخندد یک لب نمک ندارد

رنگ دویی در این باغ رعنایی خیال است

سیر جهان تحقیق ملک و ملک ندارد

پوچ است غیر وحدت نقد حساب‌ کثرت

اعداد چیزی از خود چون رفت یک ندارد

اسلام وکفر هریک واحد خیال ذات است

در چشم دور و نزدیک خورشید شک ندارد