غزل شمارهٔ ۱۰۹۷

عجز طاقت به‌ گرفتاری غم شادم‌ کرد

یاس بی‌بال و پری از قفس آزادم ‌کرد

کو خم دام تعلق چه ‌کمند اسباب

اینقدرها به قفس خاطر صیادم کرد

عافیت مزد فراموشی حالم شمرید

درد عشقم به تکلف نتوان یادم‌کرد

نوحه‌ای دارم و جان می‌کنم از قامت خم

آه ازین تیشه‌ که هم پیشهٔ فرهادم‌ کرد