غزل شمارهٔ ۱۱۰۴
حرف پیری داشتم لغزیدنم دیوانهکرد
قلقل این شیشه رفتار مرا مستانهکرد
با رطوبتهای پیری برنیامد پیکرم
از نم این برشکال آخرکمانم خانهکرد
دل شکستی دارد اما قابل اظهار نیست
ازتکلف موی چینی را نباید شانهکرد
پیش از ایجاد امتحان سختجانیهای عشق
تیغ ابروی بتان را سر بسر دندانه کرد