غزل شمارهٔ ۱۱۱۸

تدبیر عنان من پر شور نگیرد

هر پنبه سر شیشهٔ منصور نگیرد

دارد ز سر و برگ غنا دامن فقرم

چینی‌ که به مویی سر فغفور نگیرد

در خلق خجالت‌کش تحصیل‌کمالم

برخرمن من خرده مگر مور نگیرد

با من چو کلف بخت سیاهی‌ست‌ که صدسال

در ماهش اگر غوطه دهم نور نگیرد