غزل شمارهٔ ۱۱۵۴

همّت از گردنکشی مشکل به استغنا رسد

برخم‌ تسلیم زن‌ تا سر به پشت‌پا رسد

تا ز مستی تردماغی‌، انفعال آماده باش

آخر از صهبا خمی برگردن مینا رسد

فطرت آفتهاکشد تا نقش بربندد درست

اولین جام شکست از شیشه بر خارا رسد

غافل ازکیفیت پیغام یکتایی مباش

قاصد او می‌رسد هرجا دماغ ما رسد