غزل شمارهٔ ۱۱۶۰

تا ز عبرت سر مژگان به خمیدن نرسد

آنجه زیر قدم تست به دیدن نرسد

پیش از انجام تماشا همه افسانه شمار

دیدنی نیست که آخر به شنیدن نرسد

ای طرب در قفس غنچه پرافشان می‌باش

صبح ما رفت به جایی ‌که دمیدن نرسد

نخل یأسیم‌ که در باغ طرب‌خیز هوس

ثمر ما به تمنای رسیدن نرسد