غزل شمارهٔ ۱۱۷۳

صفا داغ‌ کدورت‌ گشت سامان من و ما شد

به سر خاکی فشاند آیینه کاین تمثال پیدا شد

زیارتگاه حسنم کرد فیض محوگردیدن

ز قید نقش رستم خانهٔ آیینه پیدا شد

ز فکر خود گذشتم مشرب ایجاد جنون گشتم

گریبان تأمل صرف دامن‌گشت صحرا شد

چراغ برق تحقیقی نمی‌باشد درین وادی

سیاهی‌کرد اینجا گر همه خورشید پیدا شد