غزل شمارهٔ ۱۱۸۴
تا مشرب محبت ننگ وفا نباشد
باید میان یاران ما و شما نباشد
بر ما خطا گرفتن از کیش شرم دور است
کس عببکس نبیند تا بیحیا نباشد
با هرکه هرچهگوبی سنجیده بایدتگفت
تا کفهٔ وقارت پا در هوا نباشد
ابرام بینیازان ذلتکش غرض نیست
گر در طلب بمیرد همت گدا نباشد