غزل شمارهٔ ۱۲۰۸

تغافل‌چه‌خجلت‌به‌خود چیده‌باشد

که آن نازنین سوی ما دیده باشد

حنابی‌ست رنگ بهار سرشکم

بدانم به پای که غلتیده باشد

طرب مفت دل‌گرهمه صبح شبنم

زگل کردن گریه خندیده باشد

به اظهار هستی مشو داغ خجلت

همان به‌ که این عیب پوشیده باشد