غزل شمارهٔ ۱۲۱۱

در این خرابه نه دشمن نه دوست می‌باشد

به هرچه وارسی آنجاکه اوست می‌باشد

به رنج شبهه مفرسا که حرف مکتب عشق

در آن جریده‌ که بی‌پشت و رو‌ست می‌باشد

غم جدایی اسباب می‌خورد همه کس

همیشه نان تعلق دو پوست می‌باشد

تلاش فطرت دون غیر خودنمایی نیست

دماغ آبله آماس دوست می‌باشد