غزل شمارهٔ ۱۶۰۷

ز فلک قوت بگیرم دهن از لوت ببندم

شکم ار زار بگرید من عیار بخندم

مثل بلبل مستم قفس خویش شکستم

سوی بالا بپریدم که من از چرخ بلندم

نه چنان مست و خرابم که خورد آتش و آبم

همگی غرق جنونم همگی سلسله مندم

کله ار رفت بر او گو نه کلم سلسله مویم

خر اگر مرد بر او گو که بر این پشت سمندم