غزل شمارهٔ ۱۲۱۵

پیر خمیازه‌کش وضع جوان می‌باشد

حسرت تیر در آغوش ‌کمان می‌باشد

نوبهار چمن عمر همین خاموشی‌ست

گفتگو صرصر تمهید خزان می‌باشد

غفلت از منتظر وصل خیالی است محال

چشم اگر بسته شود دل نگران می‌باشد

رهبر عالم بالاست خیال قد یار

خضر این بادیه چون سرو جوان می‌باشد